沙姆斯集 抒情詩 219 詩節 12 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۹

  1. به گفت هیچ نیایم چو پُر بود دهنم سر حدیث نخارم چه خوش بود به خدا

G219:12

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا·چو گیرد او به کنارم چه خوش بود به خدا
  2. 2 چو شیر پنجه نهد بر شکسته‌آهوی خویش·که: ای عزیز شکارم، چه خوش بود به خدا
  3. 3 گریزپای رهش را کشان‌کشان ببرند·بر آسمان چهارم چه خوش بود به خدا
  4. 4 بدان دو نرگس مستش عظیم مخمورم·چو بشکنند خمارم چه خوش بود به خدا
  5. 5 چو جانِ زارِ بلادیده با خدا گوید·که: جز تو هیچ ندارم، چه خوش بود به خدا
  6. 6 جوابش آید از آن سو که من تو را پس از این·به هیچ‌کس نگذارم چه خوش بود به خدا
  7. 7 شب وصال بیاید شبم چو روز شود·که روز و شب نشمارم چه خوش بود به خدا
  8. 8 چو گل شکفته شوم در وصال گلرخ خویش·رسد نسیم بهارم چه خوش بود به خدا
  9. 9 بیابم آن شکرستان بی‌نهایت را·که برد صبر و قرارم چه خوش بود به خدا
  10. 10 امانتی که به نُه چرخ درنمی‌گنجد·به مستحق بسپارم چه خوش بود به خدا
  11. 11 خراب و مست شوم در کمال بی‌خویشی·نه بدروم نه بکارم چه خوش بود به خدا
  12. 12 به گفت هیچ نیایم چو پُر بود دهنم·سر حدیث نخارم چه خوش بود به خدا

ganjoor: sh219 · public domain