沙姆斯集› 抒情詩 2200› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۰۰
- ای صبا خوش آمدی چون بازگردی سوی دوست حال من دزدیده اندر گوش عیاری بگو
G2200:5
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو·گر نگویی با کسی با عاشقان باری بگو
- 2 قصه کن در گوش ما گر دیگران محرم نیند·با دل پرخون ما پیغام دلداری بگو
- 3 آن مسیح حسن را دانم که میدانی کجاست·با کسی کز عشق دارد بسته زناری بگو
- 4 بانگ برزن عاشقی را کو به گل مشغول شد·گو که شرمت باد از آن رخ ترک گلزاری بگو
- 5 ای صبا خوش آمدی چون بازگردی سوی دوست·حال من دزدیده اندر گوش عیاری بگو
- 6 سوسنی با صد زبان گر حال من با او بگفت·تو چو نرگس بیزبان از چشم اسراری بگو
- 7 با چنان غیرت که جان دارد بگفتم پیش خلق·شمس تبریزی بگویم گفت جان آری بگو
ganjoor: sh2200 · public domain