沙姆斯集› 抒情詩 2203› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۰۳
- سوی بیگوشی سماع چنگ میآید ولیک چنگ جانان است آن را چوب یا اوتار کو
G2203:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کو·لایق این کفر نادر در جهان زنار کو
- 2 هر زمان چون مست گردد از نسیم خمر جان·تا در خمخانه میتازد ولیکن بار کو
- 3 سوی بیگوشی سماع چنگ میآید ولیک·چنگ جانان است آن را چوب یا اوتار کو
- 4 چونک او بیتن شود پس خلعت جان آورند·کاندر او دستان حایک یا که پود و تار کو
- 5 کبر عاشق بوی کن کان خود به معنی خاکیی است·در چنان دریا تکبر یا که ننگ و عار کو
- 6 چون مشامت برگشاید آیدت از غار عشق·طرفه بویی پس دوی هر سو که آخر غار کو
- 7 رنگ بیرنگی است از رخسار عاشق آن صفا·آن وفا و آن صفا و لطف خوش رخسار کو
- 8 آمدت مژده ز عمر سرمدی پس حمد کو·کاندر آن عمرت غم امسال و یاد پار کو
- 9 صحبت ابرار و هم اشرار کان جا زحمت است·در حریم سایه آن مهتر اخیار کو
- 10 شمس حق و دین خداوند صفاهای ابد·در شعاع آفتابش ذره هشیار کو
ganjoor: sh2203 · public domain