沙姆斯集› 抒情詩 2226› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۲۶
- گفتم این دل را که چوگانش ببین گر یکی گویی در آن چوگان بدو
G2226:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 ای بکرده رخت عشاقان گرو·خون مریز این عاشقان را و مرو
- 2 بر سر ره تو ز خون آثار بین·هر طرف تو نعره خونین شنو
- 3 گفتم این دل را که چوگانش ببین·گر یکی گویی در آن چوگان بدو
- 4 گفت دل کاندر خم چوگان او·کهنه گشتم صد هزاران بار و نو
- 5 کی نهان گردد ز چوگان گوی دل·کاندر آن صحرا نه چاه است و نه گو
- 6 گربه جان عطسه شیر ازل·شیر لرزد چون کند آن گربه مو
- 7 زر کان شمس تبریزی است این·صاف باشد گر بجویی جو به جو
ganjoor: sh2226 · public domain