沙姆斯集 抒情詩 2236 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۳۶

  1. زان دم که از تو چشم خبر برد سوی دل دل می‌کند دعای دو چشم و دعای تو

G2236:6

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 جانا توی کلیم و منم چون عصای تو·گه تکیه گاه خلقم و گه اژدهای تو
  2. 2 در دست فضل و رحمت تو یارم و عصا·ماری شوم چو افکندم اصطفای تو
  3. 3 ای باقی و بقای تو بی‌روز و روزگار·شد روز و روزگار من اندر وفای تو
  4. 4 صد روز و روزگار دگر گر دهی مرا·بادا فدای عشق و فریب و ولای تو
  5. 5 دل چشم گشت جمله چو چشمم به دل بگفت·بی‌کام و بی‌زبان عجب وصف‌های تو
  6. 6 زان دم که از تو چشم خبر برد سوی دل·دل می‌کند دعای دو چشم و دعای تو
  7. 7 می‌گردد آسمان همه شب با دو صد چراغ·در جست و جوی چشم خوش دلربای تو
  8. 8 گر کاسه بی‌نوا شد ور کیسه لاغری·صد جان و دل فزود رخ جان فزای تو
  9. 9 گر خانه و دکان ز هوای تو شد خراب·درتافت لاجرم به خرابم ضیای تو
  10. 10 ای جان اگر رضای تو غم خوردن دل است·صد دل به غم سپارم بهر رضای تو
  11. 11 از زخم هاون غم خود خوش مرا بکوب·زین کوفتن رسد به نظر توتیای تو
  12. 12 جان چیست نیم برگ ز گلزار حسن تو·دل چیست یک شکوفه ز برگ و نوای تو
  13. 13 خامش کنم اگر چه که گوینده من نیم·گفت آن توست و گفتن خلقان صدای تو

ganjoor: sh2236 · public domain