沙姆斯集 抒情詩 225 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۵

  1. به شرق و غرب فتادست غلغلی شیرین چنین بوَد‌، چو دهد شاه خسروان حلوا

G225:3

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا·که حلقه حلقه نشستند و در میان حلوا
  2. 2 هزار کاسه سر رفت سوی خوان فلک·چو درفتاد از آن دیگ در دهان حلوا
  3. 3 به شرق و غرب فتادست غلغلی شیرین·چنین بوَد‌، چو دهد شاه خسروان حلوا
  4. 4 پیاپی از سوی مطبخ رسول می‌آید·که پخته‌اند ملایک بر آسمان حلوا
  5. 5 به آبریز برد چونک خورد حلوا تن·به سوی عرش برد چونک خورد جان حلوا
  6. 6 به گرد دیگ دل ای جان چو کفچه گرد به‌سر·که تا چو کفچه‌، دهان پر کنی از آن حلوا
  7. 7 دلی که از پی حلوا چو دیک سوخت سیاه·کرم بوَد که ببخشد به تای نان حلوا
  8. 8 خموش باش که گر حق نگویدش که بده·چه جای نان‌، ندهد هم به صد سنان حلوا

ganjoor: sh225 · public domain