沙姆斯集› 抒情詩 2292› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۹۲
- دلا تو اندر این شادی ز سرو آموز آزادی که تا از جرم و از توبه بپرهیزیم مستانه
G2292:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه·به دامان گل تازه درآویزیم مستانه
- 2 چو باده بر سر باده خوریم از گلرخ ساده·بیا تا چون گل و لاله درآمیزیم مستانه
- 3 چو نرگس شوخ چشم آمد سمن را رشک و خشم آمد·به نسرین گفت تا ما هم براستیزیم مستانه
- 4 بت گلروی چون شکر چو غنچه بسته بود آن در·چو در بگشاد وقت آمد که درریزیم مستانه
- 5 که جانها کز الست آمد بسی بیخویش و مست آمد·از آن در آب و گل هر دم همیلغزیم مستانه
- 6 دلا تو اندر این شادی ز سرو آموز آزادی·که تا از جرم و از توبه بپرهیزیم مستانه
- 7 صلاح دیده ره بین صلاح الدین صلاح الدین·برای او ز خود شاید که بگریزیم مستانه
ganjoor: sh2292 · public domain