沙姆斯集› 抒情詩 2300› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۰۰
- آدم ز چه عریان شد دنیا ز چه ویران شد چون بود که طوفان شد ز استیزه که با مه
G2300:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 با زر غم و بیزر غم آخر غم با زر به·چون راهروی باری راهی که برد تا ده
- 2 بشنو سخن یاران بگریز ز طراران·از جمع مکش خود را استیزه مکن مسته
- 3 آدم ز چه عریان شد دنیا ز چه ویران شد·چون بود که طوفان شد ز استیزه که با مه
- 4 تا شمع نمیگرید آن شعله نمیخندد·تا جسم نمیکاهد جان مینشود فربه
- 5 خوی ملکی بگزین بر دیو امیری کن·گاو تو چو شد قربان پا بر سر گردون نه
ganjoor: sh2300 · public domain