沙姆斯集 抒情詩 231 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۱

  1. دهان گور شود باز و لقمه‌ایش کند چو بسته گشت دهان تن از دم احیا

G231:3

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 سبکتری تو از آن دم که می‌رسد ز صبا·ز دم زدن نشود سیر و مانده کس جانا
  2. 2 ز دم زدن که شود مانده؟ یا که سیر شود؟·تو آن دمی که خدا گفت یحیی الموتی
  3. 3 دهان گور شود باز و لقمه‌ایش کند·چو بسته گشت دهان تن از دم احیا
  4. 4 دمم فزون ده تا خیک من شود پرباد·که تا شوم ز دم تو سوار بر دریا
  5. 5 مباد روزی کاندر جهان تو دَرنَدَمی·که یک گیاه نروید ز جمله صحرا
  6. 6 فروکش این دم زیرا تو را دمی دگر است·چو بسکلد ز لب این باد‌، آن بوَد برجا

ganjoor: sh231 · public domain