沙姆斯集› 抒情詩 2311› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۱۱
- از فرقت آن دریا چون زهر شده شکر زهر از هوس دریا آب حیوان گشته
G2311:2
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 از انبهی ماهی دریا به نهان گشته·انبه شده قالبها تا پرده جان گشته
- 2 از فرقت آن دریا چون زهر شده شکر·زهر از هوس دریا آب حیوان گشته
- 3 در عشرت آن دریا نی این و نه آن بوده·بر ساحل این خشکی این گشته و آن گشته
- 4 اندر هوس دریا ای جان چو مرغابی·چندان تو چنین گفته کز عشق چنان گشته
- 5 دوش از شکم دریا برخاست یکی صورت·و آن غمزهاش از دریا بس سخته کمان گشته
- 6 دل گفت به زیر لب من جان نبرم از وی·سوگند به جان دل کان کار چنان گشته
- 7 از غمزه غمازی وز طرفه بغدادی·دل گشته چنان شادی جانم همدان گشته
- 8 در بیشه درافتاده در نیم شبی آتش·در پختن این شیران تا مغز پزان گشته
- 9 از شعله آن بیشه تابان شده اندیشه·تا قالب جان پیشه بیجا و مکان گشته
- 10 گرمابه روحانی آوخ چه پری خوان است·وین عالم گورستان چون جامه کنان گشته
- 11 از بهر چنین سری در سوسنها بنگر·دستوری گفتن نی سر جمله زبان گشته
- 12 شمس الحق تبریزی درتافته از روزن·تا آنچ نیارم گفت چون ماه عیان گشته
ganjoor: sh2311 · public domain