沙姆斯集› 抒情詩 2321› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۲۱
- یک دانه به یک بستان بیع است بده بستان و آن گاه چو سرمستان میگو که زهی دانه
G2321:5
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه·از سر تو برون کن هی سودای گدایانه
- 2 در بزم چنان شاهی در نور چنان ماهی·خط در دو جهان درکش چه جای یکی خانه
- 3 در دولت سلطانی گر یاوه شود جانی·یک جان چه محل دارد در خدمت جانانه
- 4 گر جان بداندیشت گوید بد شه پیشت·ده بر دهن او زن تا کم کند افسانه
- 5 یک دانه به یک بستان بیع است بده بستان·و آن گاه چو سرمستان میگو که زهی دانه
- 6 شاهی نگری خندان چون ماه و دو صد چندان·بیناز خوشاوندان بیزحمت بیگانه
- 7 شمس الحق تبریزی آن کو به تو بازآید·آن باز بود عرشی بر عرش کند لانه
ganjoor: sh2321 · public domain