沙姆斯集 抒情詩 2335 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۳۵

  1. چون بند شود نطق یکی سیل درآید کز کون و مکان هیچ نبینی تو نشانه

G2335:8

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 رندان همه جمعند در این دیر مغانه·درده تو یکی رطل بدان پیر یگانه
  2. 2 خون ریزبک عشق در و بام گرفته‌ست·و آن عقل گریزان شده از خانه به خانه
  3. 3 یک پرده برانداخته آن شاهد اعظم·از پرده برون رفته همه اهل زمانه
  4. 4 آن جنس که عشاق در این بحر فتادند·چه جای امان باشد و چه جای امانه
  5. 5 کی سرد شود عشق ز آواز ملامت·هرگز نرمد شیر ز فریاد زنانه
  6. 6 پر کن تو یکی رطل ز می‌های خدایی·مگذار خدایان طبیعت به میانه
  7. 7 اول بده آن رطل بدان نفس محدث·تا ناطقه‌اش هیچ نگوید ز فسانه
  8. 8 چون بند شود نطق یکی سیل درآید·کز کون و مکان هیچ نبینی تو نشانه
  9. 9 شمس الحق تبریز چه آتش که برافروخت·احسنت زهی آتش و شاباش زبانه

ganjoor: sh2335 · public domain