沙姆斯集› 抒情詩 2353› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۵۳
- خود را هم خویش سجده کرده بیساجد و مسجد و سجاده
G2353:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 جان آمده در جهان ساده·وز مرکب تن شده پیاده
- 2 سیل آمد و درربود جان را·آن سیل ز بحرها زیاده
- 3 جان آب لطیف دیده خود را·در خویش دو چشم را گشاده
- 4 از خود شیرین چنانک شکر·وز خویش بجوش همچو باده
- 5 خلقان بنهاده چشم در جان·جان چشم به خویش درنهاده
- 6 خود را هم خویش سجده کرده·بیساجد و مسجد و سجاده
- 7 هم بر لب خویش بوسه داده·کای شادی جان و جان شاده
- 8 هر چیز ز همدگر بزاید·ای جان تو ز هیچ کس نزاده
- 9 میراند سوی شهر تبریز·جان چون شتر و بدن قلاده
ganjoor: sh2353 · public domain