沙姆斯集› 抒情詩 2363› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۶۳
- تن چو دیوار و پس دیوار افتاده دلی در بیان حال آن دل این زبان برخاسته
G2363:5
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته·نعره از مردان مرد و از زنان برخاسته
- 2 آتش رخسار تو در بیشه جانها زده·دود جانها برشده هفت آسمان برخاسته
- 3 جویهای شیر و می پنهان روان کرده ز جان·وز معانی ساقیان همچو جان برخاسته
- 4 کفر را سرمه کشیده تا بدیده کفر نیز·شاهد دین را میان مؤمنان برخاسته
- 5 تن چو دیوار و پس دیوار افتاده دلی·در بیان حال آن دل این زبان برخاسته
- 6 رو خرابیها نگر در خانه هستی ز عشق·سقف خانه درشکسته آستان برخاسته
- 7 گرچه گوید فارغم از عاشقان لیکن از او·بر سر هر عاشقی صد مهربان برخاسته
- 8 شمس تبریزی چو کان عشق باقی را نمود·خون دل یاقوت وار از عکس آن برخاسته
ganjoor: sh2363 · public domain