沙姆斯集› 抒情詩 2378› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۷۸
- پیچ زلفش چو ندیدی تو برو معذوری ای تو در نیک و بد دور زمان پیچیده
G2378:4
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 صد خمار است و طرب در نظر آن دیده·که در آن روی نظر کرده بود دزدیده
- 2 صد نشاط است و هوس در سر آن سرمستی·که رخ خود به کف پاش بود مالیده
- 3 عشوه و مکر زمانه نپذیرد گوشی·که سلام از لب آن یار بود بشنیده
- 4 پیچ زلفش چو ندیدی تو برو معذوری·ای تو در نیک و بد دور زمان پیچیده
- 5 نی تراشی است که اندر نی صورت بدمد·هیچ دیدی تو نیی بینفسی نالیده
- 6 گر بداند که حریف لب کی خواهد شد·کِیْ برنجد ز بریدن قلم بالیده
- 7 گر بپرسند چه فرق است میان تو و غیر·فرق این بس که توی فرق مرا خاریده
- 8 جرعهٔ کَن فَیَکون بر سر آن خاک بریخت·لب عشاق جهان خاک تو را لیسیده
- 9 شمس تبریز تو را عشق شناسد نه خرد·بر دم باد بهاری نرسد پوسیده
ganjoor: sh2378 · public domain