沙姆斯集 抒情詩 239 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۹

  1. چو در ره ببینی بریده سری که غلطان رود سوی میدان ما

G239:3

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 کرانی ندارد بیابان ما·قراری ندارد دل و جان ما
  2. 2 جهان در جهان نقش و صورت گرفت·کدامست از این نقش‌ها آن ما
  3. 3 چو در ره ببینی بریده سری·که غلطان رود سوی میدان ما
  4. 4 از او پرس از او پرس اسرار ما·کز او بشنوی سر پنهان ما
  5. 5 چه بودی که یک گوش پیدا شدی·حریف زبان‌های مرغان ما
  6. 6 چه بودی که یک مرغ پران شدی·برو طوق سر سلیمان ما
  7. 7 چه گویم چه دانم که این داستان·فزونست از حد و امکان ما
  8. 8 چگونه زنم دم که هر دم به دم·پریشان‌ترست این پریشان ما
  9. 9 چه کبکان و بازان ستان می‌پرند·میان هوای کهستان ما
  10. 10 میان هوایی که هفتم هواست·که بر اوج آنست ایوان ما
  11. 11 از این داستان بگذر از من مپرس·که درهم شکسته‌ست دستان ما
  12. 12 صلاح الحق و دین نماید تو را·جمال شهنشاه و سلطان ما

ganjoor: sh239 · public domain