沙姆斯集 抒情詩 2411 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۱۱

  1. چو آفتاب جمالش بدیده‌ها درتافت چه شعله‌هاست ز نور جلال در دیده

G2411:6

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده·زهی مبارک و زیبا به فال در دیده
  2. 2 به بوی وصل دو دیده خراب و مست شده‌ست·چگونه باشد یا رب وصال در دیده
  3. 3 چو دیده بیشه آن شیرمست من باشد·چه زهره دارد گرگ و شکال در دیده
  4. 4 دو دیده را بگشا نور ذوالجلال ببین·ز فر دولت آن خوش خصال در دیده
  5. 5 چو چتر و سنجق آن رشک صد سلیمان دید·گشاد هدهد جان پر و بال در دیده
  6. 6 چو آفتاب جمالش بدیده‌ها درتافت·چه شعله‌هاست ز نور جلال در دیده
  7. 7 چو عقل عقل قنق شد درون خرگه جسم·عقول هیچ ندارد مجال در دیده
  8. 8 دو دیده مست شد از جان صدر شمس الدین·چه باده‌هاست از او مال مال در دیده

ganjoor: sh2411 · public domain