沙姆斯集 抒情詩 2459 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۵۹

  1. از یک سوراخ تو را مار دوباره نگزد گر نری و پاکدلی مؤمنی و مؤتمنی

G2459:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 عارف گوینده اگر تا به سحر صبر کنی·از جهت خسته‌دلان جان و نگهبان منی
  2. 2 همچو علی در صف خود‌، سر نَبَری از کف خود·بولهب وسوسه را تا نکنی راهزنی
  3. 3 راه‌زنان را بزنی تا که حقت نام نهد·غازی من حاجی من گرچه به تن در وطنی
  4. 4 ساقی جام ازلی مایهٔ قند و عسلی·بارگه جان و دلی گنج‌گه بوالحسنی
  5. 5 جنبش پَرّ مَلَکی مطلع بام فلکی·جمع صفا را نمکی شمع خدا را لگنی
  6. 6 باده دهی مست کنی جمله حریفان مرا·عربده‌شان یاد دهی با من‌شان درفکنی
  7. 7 از یک سوراخ تو را مار دوباره نگزد·گر نری و پاکدلی مؤمنی و مؤتمنی
  8. 8 خامش باش ای دل من نام مرا هیچ مگو·نام کسی گو که از او چون گل تر خوش‌دهنی

ganjoor: sh2459 · public domain