沙姆斯集› 抒情詩 2460› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۶۰
- دوش گذشتی ز درم، بوی نبردم ز تو من کرد خبر گوش مرا، جان و روانم که تویی
G2460:4
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که تویی·تو نه بر آنی که منم، من نه بر آنم که تویی
- 2 من همه در حکم توام، تو همه در خون منی·گر مه و خورشید شوم، من کم از آنم که تویی
- 3 با همه ای رشک پری، چون سوی من برگذری·باش چنین، تیز مران! تا که بدانم که تویی
- 4 دوش گذشتی ز درم، بوی نبردم ز تو من·کرد خبر گوش مرا، جان و روانم که تویی
- 5 چون همه جان روید و دل، همچو گیا خاک درت·جان و دلی را چه محل، ای دل و جانم که تویی
- 6 ای نظرت ناظر ما، ای چو خرد حاضر ما·لیک مرا زهره کجا، تا بجهانم که تویی
- 7 چون تو مرا گوش کشان، بردی از آن جا که منم·بر سر آن منظرهها، هم بنشانم که تویی
- 8 مستم و تو مست ز من، سهو و خطا جست ز من·من نرسم لیک بدان، هم تو رسانم که تویی
- 9 زین همه خاموش کنم، صبر و صبَر نوش کنم·عذر گناهی که کنون گفت زبانم که تویی
ganjoor: sh2460 · public domain