沙姆斯集 抒情詩 248 詩節 10 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۸

  1. گر سر از سجده تو سود کند چه زیانست لطف عام تو را؟

G248:10

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 گوش من منتظر پیام تو را·جان به جان جسته یک سلام تو را
  2. 2 در دلم خون شوق می‌جوشد·منتظر بوی جوش جام تو را
  3. 3 ای ز شیرینی و دلاویزی·دانه حاجت نبوده دام تو را
  4. 4 کرده شاهان نثار تاج و کمر·مر قبای کمین غلام تو را
  5. 5 ز اول عشق من گمان بردم·که تصور کنم ختام تو را
  6. 6 سلسله‌ام کن به پای اشتر بند·من طمع کی کنم سنام تو را
  7. 7 آنک شیری ز لطف تو خورده‌ست·مرگ بیند یقین فطام تو را
  8. 8 به حق آن زبان کاشف غیب·که به گوشم رسان پیام تو را
  9. 9 به حق آن سرای دولت‌بخش·بنمایم ز دور بام تو را
  10. 10 گر سر از سجده تو سود کند·چه زیانست لطف عام تو را؟
  11. 11 شمس تبریز این دل آشفته·بر جگر بسته است نام تو را

ganjoor: sh248 · public domain