沙姆斯集› 抒情詩 2481› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۸۱
- گفتم با ضمیر خود چند خیال جسمیان یا تو ز هر فسردهای سوی دلم رسولکی
G2481:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 با همگان فضولکی چون که به ما ملولکی·رو که بدین عاشقی سخت عظیم گولکی
- 2 ای تو فضول در هوا ای تو ملول در خدا·چون تو از آن قان نهای رو که یکی مغولکی
- 3 مستک خویش گشتهای گه ترشک گهی خوشک·نازک و کبرکت که چه در هنرک نغولکی
- 4 گر تو کتاب خانهای طالب باغ جان نهای·گرچه اصیلکی ولی خواجه تو بیاصولکی
- 5 رو تو به کیمیای جان مس وجود خرج کن·تا نشوی از او چو زر در غم نیم پولکی
- 6 گفتم با ضمیر خود چند خیال جسمیان·یا تو ز هر فسردهای سوی دلم رسولکی
- 7 نور خدایگان جان در تبریز شمس دین·کرد طریق سالکان ایمن اگر تو غولکی
ganjoor: sh2481 · public domain