沙姆斯集› 抒情詩 2482› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۸۲
- تا نکنی شناس او از دل خود قیاس او او دگر است و تو دگر هان که قرابه نشکنی
G2482:5
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنی·وی که دل تو چون حجر هان که قرابه نشکنی
- 2 عشق درون سینه شد دل همه آبگینه شد·نرم درآ تو ای پسر هان که قرابه نشکنی
- 3 هر که اسیر سر بود دانک برون در بود·خاصه که او بود دوسر هان که قرابه نشکنی
- 4 آن صنم لطیف تو گرچه که شد حریف تو·دست به زلف او مبر هان که قرابه نشکنی
- 5 تا نکنی شناس او از دل خود قیاس او·او دگر است و تو دگر هان که قرابه نشکنی
- 6 چونک شوی تو مست او باده خوری ز دست او·آن نفسی است باخطر هان که قرابه نشکنی
- 7 مست درون سینهها بر سر آبگینهها·نیک سبک تو برگذر هان که قرابه نشکنی
- 8 حق چو نمود در بشر جمع شدند خیر و شر·خیره مشو در این خبر هان که قرابه نشکنی
- 9 با تبریز شمس دین گرچه شدی تو همنشین·تا تو نلافی از هنر هان که قرابه نشکنی
ganjoor: sh2482 · public domain