沙姆斯集 抒情詩 2505 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۰۵

  1. در آب و گل بنه پایی که جان آب است و تن چون گل جدا کن آب را از گل چو کاه از دانه‌ ای ساقی

G2505:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 چو بی گه آمدی باری درآ مردانه‌ ای ساقی·بپیما پنج پیمانه به یک پیمانه‌ ای ساقی
  2. 2 ز جام باده عرشی حصار فرش ویران کن·پس آنگه گنج باقی بین در این ویرانه‌ ای ساقی
  3. 3 اگر من بشکنم جامی و یا مجلس بشورانم·مگیر از من منم بی‌دل توی فرزانه‌ ای ساقی
  4. 4 چو باشد شیشه روحانی ببین باده چه سان باشد·بگویم از کی می‌ترسم توی در خانه‌ ای ساقی
  5. 5 در آب و گل بنه پایی که جان آب است و تن چون گل·جدا کن آب را از گل چو کاه از دانه‌ ای ساقی
  6. 6 ز آب و گل بود این جا عمارت‌های کاشانه·خلل از آب و گل باشد در این کاشانه‌ ای ساقی
  7. 7 زهی شمشیر پرگوهر که نامش باده و ساغر·توی حیدر ببر زوتر سر بیگانه‌ ای ساقی
  8. 8 یکی سر نیست عاشق را که ببریدی و آسودی·ببر هر دم سر این شمع فراشانه‌ ای ساقی
  9. 9 نمی‌تانم سخن گفتن به هشیاری خرابم کن·از آن جام سخن بخش لطیف افسانه‌ ای ساقی
  10. 10 سقاهم ربهم گاهی کند دیوانه را عاقل·گهی باشد که عاقل را کند دیوانه‌ ای ساقی

ganjoor: sh2505 · public domain