沙姆斯集 抒情詩 2546 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۴۶

  1. مشو تو منکر پاکان بترس از زخم بی‌باکان که صبر جان غمناکان تو را فانی کند فانی

G2546:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی·بدین حالم که می‌بینی وزان نالم که می‌دانی
  2. 2 ورای کفر و ایمانی و مرکب تند می‌رانی·چه بس بی‌باک سلطانی همین می‌کن که تو آنی
  3. 3 یکی بازآ به ما بگذر به بیشه جان‌ها بنگر·درختان بین ز خون تر به شکل شاخ مرجانی
  4. 4 شنودی تو که یک خامی ز مردان می‌برد نامی·نمی‌ترسد که خودکامی نهد داغش به پیشانی
  5. 5 مشو تو منکر پاکان بترس از زخم بی‌باکان·که صبر جان غمناکان تو را فانی کند فانی
  6. 6 تو باخویشی به بی‌خویشان مپیچ ای خصم درویشان·مزن تو پنجه با ایشان به دستانی که نتوانی
  7. 7 که شمس الدین تبریزی به جان بخشی و خون ریزی·ز آتش برکند تیزی به قدرت‌های ربانی

ganjoor: sh2546 · public domain