沙姆斯集› 抒情詩 2548› 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۴۸
- چو ما دستیم و تو کانی بیاور هر چه میآری چو ما خاکیم و تو آبی برویان هر چه رویانی
G2548:8
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی·ولی چون کعبه برپرد کجا ماند مسلمانی
- 2 تو سلطانی و جانداری تو هم آنی و آن داری·مشوران مرغ جانها را که ایشان را سلیمانی
- 3 فلک ایمن ز هر غوغا زمین پرغارت و یغما·ولیکن از فلک دارد زمین جمع و پریشانی
- 4 زمین مانند تن آمد فلک چون عقل و جان آمد·تن ار فربه وگر لاغر ز جان باشد همیدانی
- 5 چو تن را عقل بگذارد پریشانی کند این تن·بگوید تن که معذورم تو رفتی که نگهبانی
- 6 عنایتهای تو جان را چو عقل عقل ما آمد·چو تو از عقل برگردی چه دارد عقل عقلانی
- 7 شود یوسف یکی گرگی شود موسی چو فرعونی·چو بیرون شد رکاب تو سرآخر گشت پالانی
- 8 چو ما دستیم و تو کانی بیاور هر چه میآری·چو ما خاکیم و تو آبی برویان هر چه رویانی
- 9 تو جویایی و ناجویا چو مغناطیس ای مولا·تو گویایی و ناگویا چو اسطرلاب و میزانی
ganjoor: sh2548 · public domain