沙姆斯集 抒情詩 259 詩節 13 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۹

  1. راز مگو رو عجمی ساز خویش یاد کن آن خواجه علیانه را

G259:13

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 پیش کش آن شاه شکر‌خانه را·آن گهر روشن دردانه را
  2. 2 آن شه فرخ‌رخ بی‌مثل را·آن مه دریا‌دل جانانه را
  3. 3 روح دهد مرده پوسیده را·مِهر دهد سینه بیگانه را
  4. 4 دامن هر خار پر از گل کند·عقل دهد کله دیوانه را
  5. 5 در خرد طفل دو‌روزه نهد·آنچ نباشد دل فرزانه را
  6. 6 طفل کی باشد تو مگر منکری·عربده استن حنانه را
  7. 7 مست شوی و شه مستان شوی·چونک بگرداند پیمانه را
  8. 8 بی‌خودم و مست و پراکنده مغز·ور نه نکو گویم افسانه را
  9. 9 با همه بشنو که بباید شنود·قصه شیرین غریبانه را
  10. 10 بشکند آن روی دل ماه را·بشکند آن زلف دو صد شانه را
  11. 11 قصه آن چشم کی یارد گزارد·ساحر ساحرکش فتانه را
  12. 12 بیند چشمش که چه خواهد شدن·تا ابد او بیند پیشانه را
  13. 13 راز مگو رو عجمی ساز خویش·یاد کن آن خواجه علیانه را

ganjoor: sh259 · public domain