沙姆斯集 抒情詩 2598 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۹۸

  1. از جمله ببر زیرا آن جا که توی و او تو نیز نمی‌گنجی جز او که دهد یاری

G2598:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری·یک دم چه زیان دارد گر روی به ما آری
  2. 2 ای روی تو چون آتش وی بوی تو چون گل خَوش·یا رب که چه رو داری یا رب که چه بو داری
  3. 3 در پیش دو چشم من پیوسته خیال تو·خوش خواب که می‌بینم در حالت بیداری
  4. 4 دل را چو خیال تو بنوازد مسکین دل·در پوست نمی‌گنجد از لذت دلداری
  5. 5 قرص قمرت گویم نور بصرت گویم·جان دگرت گویم یا صحت بیماری
  6. 6 از شرم تو شاخ گل سر پیش درافکنده·وز زاری من بلبل وامانده شد از زاری
  7. 7 از جمله ببر زیرا آن جا که توی و او·تو نیز نمی‌گنجی جز او که دهد یاری
  8. 8 اندر شکم ماهی دم با کی زند یونس·جز او کی بود مونس در نیم شب تاری
  9. 9 در چشمه سوزن تو خواهی که رود اشتر·ای بسته تو بر اشتر شش تنگ به سرباری
  10. 10 با این همه ای دیده نومید مباش از وی·چون ابر بهاری کن در عشق گهرباری

ganjoor: sh2598 · public domain