沙姆斯集› 抒情詩 2621› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۲۱
- در بادیه مردان را کاری است نه سردان را کاین بادیه فردان را بزدود ز ارذالی
G2621:7
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی·کای دل تو نمیگفتی کز خویش شدم خالی
- 2 این رنج چو در وا شد دعوی تو رسوا شد·زشتی تو پیدا شد بگذار تو نکالی
- 3 در صورت رنج خود نظاره بکن ای بد·کی باشد با این خود آن مرتبه عالی
- 4 بنگر که چه زشتی تو بس دیوسرشتی تو·این است که کشتی تو پس از کی همینالی
- 5 گر رنج بشد مشکل نومید مشو ای دل·کز غیب شود حاصل اندر عوض ابدالی
- 6 از ذوق چو عوری تو هر لحظه بشوری تو·کای کعبه چه دوری تو از حیزک خلخالی
- 7 در بادیه مردان را کاری است نه سردان را·کاین بادیه فردان را بزدود ز ارذالی
- 8 در خدمت مخدومی شمس الحق تبریزی·بشتاب که از فضلش در منزل اجلالی
ganjoor: sh2621 · public domain