沙姆斯集› 抒情詩 2660› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۶۰
- روان کردم ز سنگت آب حیوان به سوی خشک رفتی خاره گشتی
G2660:5
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 چرا ز اندیشهای بیچاره گشتی؟·فرورفتی به خود غمخواره گشتی؟
- 2 تو را من پاره پاره جمع کردم·چرا از وسوسه صدپاره گشتی؟
- 3 ز دارالملک عشقم رخت بردی·در این غربت چنین آواره گشتی
- 4 زمین را بهر تو گهواره کردم·فسرده تخته گهواره گشتی
- 5 روان کردم ز سنگت آب حیوان·به سوی خشک رفتی خاره گشتی
- 6 توی فرزند جان کار تو عشق است·چرا رفتی تو و هرکاره گشتی؟
- 7 از آن خانه که تو صد زخم خوردی·به گرد آن در و درساره گشتی
- 8 در آن خانه که صد حلوا چشیدی·نگشتی مطمئن اماره گشتی
- 9 خمش کن گفت هشیاریت آرد·نه مست غمزهٔ خماره گشتی
ganjoor: sh2660 · public domain