沙姆斯集› 抒情詩 2661› 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۶۱
- منم خاک و چو خاکی باد یابد تو عذرش نِه، مگویش گَرد کردی
G2661:9
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 کجا شد عهد و پیمانی که کردی·کجا شد قول و سوگندی که خوردی
- 2 نگفتی چرخ تا گردان بوَد گرد·از این سرگشته هرگز برنگردی
- 3 نگفتی تا بود خورشید دلگرم·نکاهد گرم ما را هیچ سردی
- 4 نگفتی یک دل و مردانه باشیم·به جان جمله مردان و به مردی
- 5 مرا گویی اگر من جور کردم·بدان کردم که پیش از من تو کردی
- 6 چرا شاید که با چون من گدایی·چو تو شاهنشهی گیرد نبردی
- 7 میان ما و تو سرکنگبین است·ز من سرکه ز تو شکرنوردی
- 8 چو من سرکه فروشم پس تو شکر·بیفزا چون به شیرینی تو فردی
- 9 منم خاک و چو خاکی باد یابد·تو عذرش نِه، مگویش گَرد کردی
- 10 نباشد راه را عار از چو من گرد·که زر را عار نبود رنگ زردی
- 11 شهاب آتش ما زنده بادا·چو القاب شهاب سهروردی
ganjoor: sh2661 · public domain