沙姆斯集 抒情詩 2673 詩節 18 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۷۳

  1. دوم آن است ای آن کت دوم نیست که رنج احولی را توتیایی

G2673:18

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 سؤالی دارم ای خواجه خدایی·که امروز این چنین شیرین چرایی
  2. 2 کی باشد مه که گویم ماه رویی·کی باشد جان که گویم جان فزایی
  3. 3 مثالی لایق آن روی خوبت·بسی شب‌ها ز حق کردم گدایی
  4. 4 رها کن این همه با ما تو چونی·تو جانی و به چونی درنیایی
  5. 5 تو صدساله ره از چونی گذشتی·میان موج‌های کبریایی
  6. 6 هوای خویشتن را سر بریدی·ز میل نفس خود کردی جدایی
  7. 7 همه میل دل معشوق گشتی·به تسلیم و رضا و مرتضایی
  8. 8 از این هم درگذشتم چونی ای جان·که این دم رستخیز سحرهایی
  9. 9 همی‌پیچی به صد گون چشم ما را·به صد صورت جهان را می‌نمایی
  10. 10 زمانی صورت زندان و چاهی·زمانی گلستان و دلربایی
  11. 11 همان یک چیز را گه مار سازی·گهی بخشی درختی و عصایی
  12. 12 به دست توست بوقلمون همه چیز·ز انسان و ز حیوان و نمایی
  13. 13 گهی نیل است و گاهی خون بسته·گهی لیل است و گه صبح ضیایی
  14. 14 بدین خوف و رجاها منعقد شد·که از هر ضد ضد بر می‌گشایی
  15. 15 سؤالی چند دارم از تو حل کن·که مشکل‌های ما را مرتجایی
  16. 16 سؤال اول آن است ای سخندان·که هم اول هم آخر جان مایی
  17. 17 چو اول هم توی و آخر توی هم·ز کی دانم وفا و بی‌وفایی
  18. 18 دوم آن است ای آن کت دوم نیست·که رنج احولی را توتیایی

ganjoor: sh2673 · public domain