沙姆斯集› 抒情詩 2680› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۸۰
- ز بیم و ترس آهن آب گشتی گدازیدی نپذرفتی جمادی
G2680:5
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 چنین باشد چنین گوید منادی·که بیرنجی نبینی هیچ شادی
- 2 چه مایه رنجها دیدی تو هر روز·تأمل کن از آن روزی که زادی
- 3 چه خون از چشم و دلها برگشادهست·که تا تو چشم در عالم گشادی
- 4 خداوندا اگر آهن بدیدی·ز اول آن کشاکش کش تو دادی
- 5 ز بیم و ترس آهن آب گشتی·گدازیدی نپذرفتی جمادی
- 6 ولیک آن را نهان کردی ز آهن·به هر روز اندک اندک مینهادی
- 7 چو آهن گشت آیینه به آخر·بگفتا شکر ای سلطان هادی
ganjoor: sh2680 · public domain