沙姆斯集 抒情詩 2686 詩節 1 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۸۶

  1. اگر یار مرا از من برآری من او گشتم بگو با او چه داری

G2686:1

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 اگر یار مرا از من برآری·من او گشتم بگو با او چه داری
  2. 2 میان ما چو تو مویی نبینی·تو مانی در میان شرمساری
  3. 3 ببین عیب ار چه عاشق گشت رسوا·نباشد عار گر بحری است عاری
  4. 4 بیا ای دست اندر آب کرده·کلوخ خشک خواهی تا برآری
  5. 5 تو خواهی همچو ابر بازگونه·که باران از زمین بر چرخ باری
  6. 6 چو ناخن نیز نگذارد تو را عشق·روا باشد که آن سر را بخاری
  7. 7 قراری یابی آنگه بر لب عشق·چو ساکن گشته‌ای در بی‌قراری
  8. 8 مکن یاد کسی ای جان شیرین·که نشناسد خزان را از بهاری
  9. 9 نداند عطسه را زان لاغ دیگر·نداند شیر از روبه عیاری
  10. 10 بگفتم ای ونک غوطی بخوردم·در آن موج لطیف شهریاری
  11. 11 شدم از کار من از شمس تبریز·بیا در کار گر تو مرد کاری

ganjoor: sh2686 · public domain