沙姆斯集› 抒情詩 2688› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۸۸
- چنان در بحر مستی غرق گردند که دل در عشق خوبی خوش عذاری
G2688:3
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 صلا ای صوفیان کامروز باری·سماع است و شراب و عیش آری
- 2 صلا که ساعتی دیگر نیابی·ز مشرق تا به مغرب هوشیاری
- 3 چنان در بحر مستی غرق گردند·که دل در عشق خوبی خوش عذاری
- 4 از این مستان ننوشی های و هویی·وزین خوبان نبینی گوشواری
- 5 در این مستان کجا وهمی رسیدی·گر این مستان ننالند از خماری
- 6 به صد عالم نگنجد از جلالت·چنین سلطان و اعظم شهریاری
- 7 ولیکن چون غبار انگیخت اسپش·به وهم آمد کر و فر سواری
- 8 دهان بربند کاین جا یک نظر نیست·که بشناسد سواری از غباری
ganjoor: sh2688 · public domain