沙姆斯集 抒情詩 2698 詩節 12 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۹۸

  1. تو خیره کشتری یا چشم مستت که بر خسته دلانش می‌گماری

G2698:12

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 خداوندا زکات شهریاری·ز من مگذر شتاب ار مهر داری
  2. 2 هلا آهسته‌تر ای برق سوزان·که شد چشمم ز تو ابر بهاری
  3. 3 نمی‌تاند نظر کاندر رکابت·رسد در گرد مرکب از نزاری
  4. 4 عنان درکش پیاده پروری کن·که خورشیدی و عالم بی‌تو تاری
  5. 5 جدایی نیست این تلخی نزع است·گلوی ما به هجران می‌فشاری
  6. 6 چو سایه می‌دود جان در پی تو·گذشت از سایه جان در بی‌قراری
  7. 7 به روی او دلا بس باده خوردی·بدین تلخی از آن رو در خماری
  8. 8 چه باشد ای جمالت ساقی جان·خماری را به رحمت سر بخاری
  9. 9 نه دست من گرفتی عهد کردی·که ما را تا قیامت دست یاری
  10. 10 ز دست عهد تو از دست رفتم·به جان تو که دست از من نداری
  11. 11 کی یارد با تو دیگر عهد کردن·که تو سنگین دلی بی‌زینهاری
  12. 12 تو خیره کشتری یا چشم مستت·که بر خسته دلانش می‌گماری
  13. 13 حدیث چشم تو گفتم دلم رفت·به دریای فنا و جان سپاری
  14. 14 دل من رفت عشقت را بقا باد·در اقبال و مراد و کامکاری
  15. 15 بزی ای عشق بهر عاشقان را·ابد تا کارشان را می‌گذاری

ganjoor: sh2698 · public domain