沙姆斯集› 抒情詩 2804› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۰۴
- منگر اندر شور و بدمستی من ای نیک عهد بنگر آخر در میی کاندر سرم میافکنی
G2804:2
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی·چون قضای آسمانی توبهها را بشکنی
- 2 منگر اندر شور و بدمستی من ای نیک عهد·بنگر آخر در میی کاندر سرم میافکنی
- 3 اول از دست فراقت عاشقان را تی کنی·وآنگه اندر پوستشان تا سر همه در زر کنی
- 4 مه رخا سیمرغ جانی منزل تو کوه قاف·از تو پرسیدن چه حاجت کز کدامین مسکنی
- 5 چون کلام تو شنید از بخت نفس ناطقه·کرد صد اقرار بر خود بهر جهل و الکنی
- 6 چون ز غیر شمس تبریزی بریدی ای بدن·در حریر و در زر و در دیبه و در ادکنی
ganjoor: sh2804 · public domain