沙姆斯集 抒情詩 2820 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۲۰

  1. اگر از چهره یوسف نفری کف ببریدند تو دو صد یوسف جان را ز دل و عقل بریدی

G2820:8

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی·چو ز شهر تو برفتم به وداعیم ندیدی
  2. 2 تو اگر لطف گزینی و اگر بر سر کینی·همه آسایش جانی همه آرایش عیدی
  3. 3 سبب غیرت توست آنک نهانی و اگر نی·همه خورشید عیانی که ز هر ذره پدیدی
  4. 4 تو اگر گوشه بگیری تو جگرگوشه و میری·و اگر پرده دری تو همه را پرده دریدی
  5. 5 دل کفر از تو مشوش سر ایمان به مِی ‌ات خوش·همه را هوش ربودی همه را گوش کشیدی
  6. 6 همه گل‌ها گرو دی همه سرها گرو می·تو هم این را و هم آن را ز کف مرگ خریدی
  7. 7 چو وفا نبود در گل چو رهی نیست سوی کل·همه بر توست توکل که عمادی و عمیدی
  8. 8 اگر از چهره یوسف نفری کف ببریدند·تو دو صد یوسف جان را ز دل و عقل بریدی
  9. 9 ز پلیدی و ز خونی تو کنی صورت شخصی·که گریزد به دو فرسنگ وی از بوی پلیدی
  10. 10 کنیش طعمه خاکی که شود سبزه پاکی·برهد او ز نجاست چو در او روح دمیدی
  11. 11 هله ای دل به سما رو به چراگاه خدا رو·به چراگاه ستوران چو یکی چند چریدی
  12. 12 تو همه طمع بر آن نه که در او نیست امیدت·که ز نومیدی اول تو بدین سوی رسیدی
  13. 13 تو خمش کن که خداوند سخن بخش بگوید·که همو ساخت در قفل و همو کرد کلیدی

ganjoor: sh2820 · public domain