沙姆斯集› 抒情詩 2829› 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۲۹
- به هلاک میدواند به خلاص میدواند به از این نباشد ای جان که تو دل بدو سپاری
G2829:8
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری·چه خوش است این صبوری چه کنم نمیگذاری
- 2 سر این خدای داند که مرا چه میدواند·تو چه دانی ای دل آخر تو بر این چه دست داری
- 3 به شکارگاه بنگر که زبون شدند شیران·تو کجا گریزی آخر که چنین زبون شکاری
- 4 تو از او نمیگریزی تو بدو همیگریزی·غلطی غلط از آنی که میان این غباری
- 5 ز شه ار خبر نداری که همیکند شکارت·بنگر تو لحظه لحظه که شکار بیقراری
- 6 چو به ترس هر کسی را طرفی همیدواند·اگر او محیط نبود ز کجاست ترسگاری
- 7 ز کسی است ترس لابد که ز خود کسی نترسد·همه را مخوف دیدی جز از این همهست باری
- 8 به هلاک میدواند به خلاص میدواند·به از این نباشد ای جان که تو دل بدو سپاری
- 9 بنمایمت سپردن دل اگر دلم بخواهد·دل خود بدو سپردم هم از او طلب تو یاری
ganjoor: sh2829 · public domain