沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۳۲
- صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی صنما به حق لطفت که میان ما درآیی
G2832:1
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی·صنما به حق لطفت که میان ما درآیی
- 2 تو جهان پاک داری نه وطن به خاک داری·چه شود اگر زمانی به جهان ما درآیی
- 3 تو لطیف و بینشانی ز نهانها نهانی·بفروزد این نهانم چو نهان ما درآیی
- 4 چو تو راست ای سلیمان همگی زبان مرغان·تو به لب چه شهد بخشی چو زبان ما درآیی
- 5 به جهان ملک توی بس نکشد کمان تو کس·بپرم چو تیر اگر تو به کمان ما درآیی
- 6 بخرام شمس تبریز که تو کیمیای حقی·همه مس ما شود زر چو به کان ما درآیی
ganjoor: sh2832 · public domain