沙姆斯集› 抒情詩 2834› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۳۴
- به میان دلق مستی به قمارخانه جان بر خلق نام او بد سوی عرش نیک نامی
G2834:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 به مبارکی و شادی بستان ز عشق جامی·که ندا کند شرابش که کجاست تلخکامی
- 2 چه بود حیات بیاو هوسی و چارمیخی·چه بود به پیش او جان دغلی کمین غلامی
- 3 قدحی دو چون بخوردی خوش و شیرگیر گردی·به دماغ تو فرستد شه و شیر ما پیامی
- 4 خنک آن دلی که در وی بنهاد بخت تختی·خنک آن سری که در وی می ما نهاد کامی
- 5 ز سلام پادشاهان به خدا ملول گردد·چو شنید نیکبختی ز تو سرسری سلامی
- 6 به میان دلق مستی به قمارخانه جان·بر خلق نام او بد سوی عرش نیک نامی
- 7 خنک آن دمی که مالد کف شاه پر و بالش·که سپیدباز مایی به چنین گزیده دامی
- 8 ز شراب خوش بخورش نه شکوفه و نه شورش·نه به دوستان نیازی نه ز دشمن انتقامی
- 9 همه خلق در کشاکش تو خراب و مست و دلخوش·همه را نظاره میکن هله از کنار بامی
- 10 ز تو یک سؤال دارم بکنم دگر نگویم·ز چه گشت زر پخته دل و جان ما ز خامی
ganjoor: sh2834 · public domain