沙姆斯集 抒情詩 2864 詩節 12 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۶۴

  1. هر چراغی که بسوزد مطلب زو نوری نور موسی طلبی رو به چنان مقتبسی

G2864:12

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی·می‌دهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی
  2. 2 گه سحر حمله برد بر دو جهان خورشیدش·گه به شب گشت کند بر دل و جان چون عسسی
  3. 3 گه بگوید که حذر کن شه شطرنج منم·بیدقی گر ببری من برم از تو فرسی
  4. 4 طوطیانند که خود را بکشند از غیرت·گر به سوی شکرش راه برد خرمگسی
  5. 5 پاره پاره کند آن طوطی مسکین خود را·گر یکی پاره شکر زو ببرد مرتبسی
  6. 6 در رخ دشمن من دوست بخندید چو برق·همچو ابر این دل من پر شد و بگریست بسی
  7. 7 در دل عارف تو هر دو جهان یاوه شود·کی درآید به دو چشمی که تو را دید خسی
  8. 8 جیب مریم ز دمش حامل معنی گردد·که منم کز نفسی سازم عیسی نفسی
  9. 9 مجمع روح توی جان به تو خواهد آمد·تو چو بحری همه سیل‌اند و فرات و ارسی
  10. 10 ای که صالح تو و این هر دو جهان یک اشتر·ما همه نعره زنان زنگله همچون جرسی
  11. 11 نعره زنگله از جنبش اشتر باشد·که شتر نقل کند از کنسی تا کنسی
  12. 12 هر چراغی که بسوزد مطلب زو نوری·نور موسی طلبی رو به چنان مقتبسی
  13. 13 بس کن این گفت خیال است مشو وقف خیال·چونک هستت به حقیقت نظر و دسترسی
  14. 14 ای ضیاء الحق ذوالفضل حسام الدین تو·عارف طب دلی بی‌رگ و نبض و مجسی

ganjoor: sh2864 · public domain