沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۹۱
- بشنو شکر وی از من که به جان و سر تو که بدان لطف و حلاوت نچشیدم شکری
G2891:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 هر کی از نیستی آید به سوی او خبری·اندر او از بشریت بنماید اثری
- 2 التفاتی نبود همت او را به علل·گر علل گیرد جمله ز علی تا به ثری
- 3 هر کسی که متلاشی شود و محو ز خویش·به سوی او کند از عین حقیقت نظری
- 4 جوهری بیند صافی متحلی به حلل·متمکن شده در کالبد جانوری
- 5 تو به صورت چه قناعت کنی از صحبت او·رو دگر شو تو به تحقیق که او شد دگری
- 6 بشنو شکر وی از من که به جان و سر تو·که بدان لطف و حلاوت نچشیدم شکری
ganjoor: sh2891 · public domain