沙姆斯集 抒情詩 2956 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۹۵۶

  1. بر بام عشق بی‌تن دیدم چو ماه روشن بر در بمانده‌ام من زان شیوه‌های بامی

G2956:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی·تا یک به یک بدانی اسرار را تمامی
  2. 2 ای عاشق الهی ناموس خلق خواهی·ناموس و پادشاهی در عشق هست خامی
  3. 3 عاشق چو قند باید بی‌چون و چند باید·جانی بلند باید کان حضرتی است سامی
  4. 4 هستی تو از سر و بن در چشم خویش ناخن·زنار روم گم کن در عشق زلف شامی
  5. 5 در عشق علم جهل است ناموس علم سهل است·نادان علم اهل است دانای علم عامی
  6. 6 از کوی بی‌نشانش زان سوی جهل و دانش·وز جان جان جانش عشق آمدت سلامی
  7. 7 بر بام عشق بی‌تن دیدم چو ماه روشن·بر در بمانده‌ام من زان شیوه‌های بامی
  8. 8 گر مست و گر میم من نی از دف و نیم من·از شیوه ویم من مست شراب جامی
  9. 9 آن چهره‌ی چو آتش در زیر زلف دلکش·گردن ببسته جان خوش در حلقه‌های دامی
  10. 10 گوید غمت ز تیزی وقتی که خون تو ریزی·کای دل تو خود چه چیزی وی جان تو خود کدامی
  11. 11 ای جان شبی که زادی آن شب سری نهادی·دادی تو آنچ دادی وز جان مطیع و رامی
  12. 12 ای روح برپریدی بر ساحلی چریدی·دل دادی و خریدی آن را که تش غلامی
  13. 13 گر رند و گر قلاشی ما را تو خواجه تاشی·ای شمس هر طواشی تبریز را نظامی

ganjoor: sh2956 · public domain