沙姆斯集› 抒情詩 2975› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۹۷۵
- ای کوی من گرفته ز بوی تو گلشنی وی روی من گرفته ز روی تو زرگری
G2975:2
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 هر روز بامداد به آیین دلبری·ای جان جان جان به من آیی و دل بری
- 2 ای کوی من گرفته ز بوی تو گلشنی·وی روی من گرفته ز روی تو زرگری
- 3 هر روز باغ دل را رنگی دگر دهی·اکنون نماند دل را شکل صنوبری
- 4 هر شب مقام دیگر و هر روز شهر نو·چون لولیان گرفته دل من مسافری
- 5 این شهسوار عشق قطاریق میرود·حیران شدم ز جستن این اسب لاغری
- 6 از برق و آب و باد گذشتهست سم او·آن جا که سم او است نه خشکی است و نه تری
- 7 راهی که فکر نیز نیارد در او شدن·شیران شرزه را رود از دل دلاوری
- 8 چه شیر کآسمان و زمین زین ره مهیب·از سر به وقت عرض نهادند لمتری
- 9 از هیبت قدر بنهادند رو به جبر·وز بیم رهزنان نگزیدند رهبری
- 10 آری جنون ساعه شرط شجاعت است·با مایه خرد نکند هیچ کس نری
- 11 تا باخودی کجا به صف بیخودان رسی·تا بر دری چگونه صف هجر بردری
- 12 ای دل خیال او را پیش آر و قبله ساز·قانع مشو از او به مراعات سرسری
- 13 قانع چرا شدی به یکی صورتت که داد·پنداشتی مگر که همین یک مصوری
- 14 خاموش باش طبل مزن وقت حمله شد·در صف جنگ آی اگر مرد لشکری
ganjoor: sh2975 · public domain