沙姆斯集 抒情詩 2980 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۹۸۰

  1. در دیو زشت درروی و یوسفش کنی و اندر نهاد گرگ درآیی شبان شوی

G2980:3

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 آن لحظه کآفتاب و چراغ جهان شوی·اندر جهان مرده درآیی و جان شوی
  2. 2 اندر دو چشم کور درآیی نظر دهی·و اندر دهان گنگ درآیی زبان شوی
  3. 3 در دیو زشت درروی و یوسفش کنی·و اندر نهاد گرگ درآیی شبان شوی
  4. 4 هر روز سر برآری از چارطاق نو·چون رو بدان کنند از آن جا نهان شوی
  5. 5 گاهی چو بوی گل مدد مغزها شوی·گاهی انیس دیده شوی گلستان شوی
  6. 6 فرزین کژروی و رخ راست رو شها·در لعب کس نداند تا خود چه سان شوی
  7. 7 رو رو ورق بگردان ای عشق بی‌نشان·بر یک ورق قرار نمایی نشان شوی
  8. 8 در عدل دوست محو شو ای دل به وقت غم·هم محو لطف او شو چون شادمان شوی
  9. 9 آبی که محو کل شد او نیز کل شود·هم تو صفات پاک شوی گر چنان شوی
  10. 10 آن بانگ چنگ را چو هوا هر طرف بری·و آن سوز قهر را تو گوا چون دخان شوی
  11. 11 ای عشق این همه بشوی و تو پاک از این·بی صورتی چو خشم اگر چه سنان شوی
  12. 12 این دم خموش کرده‌ای و من خمش کنم·آنگه بیان کنم که تو نطق و بیان شوی

ganjoor: sh2980 · public domain