沙姆斯集 抒情詩 301 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۱

  1. چو صریر تو شنیدم چو قلم به سر دویدم چو به قلب تو رسیدم چه کنم صداع قالب

G301:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب·که براق بر در آمد فاذا فرغت فانصب
  2. 2 چو طریق بسته بودست و طمع گسسته بودست·تو برآ بر آسمان‌ها بگشا طریق و مذهب
  3. 3 نفسی فلک نیاید دو هزار در گشاید·چو امیر خاص اقرا به دعا گشاید آن لب
  4. 4 سوی بحر رو چو ماهی که بیافت در شاهی·چو بگوید او چه خواهی تو بگو الیک ارغب
  5. 5 چو صریر تو شنیدم چو قلم به سر دویدم·چو به قلب تو رسیدم چه کنم صداع قالب
  6. 6 ز سلام خوش سلامان بکشم ز کبر دامان·که شده‌ست از سلامت دل و جان ما مطیب
  7. 7 ز کف چنین شرابی ز دم چنین خطابی·عجب‌ست اگر بماند به جهان دلی مودب
  8. 8 ز غنای حق برسته ز نیاز خود برسته·به مشاغل اناالحق شده فانی ملهب
  9. 9 بکش آب را از این گل که تو جان آفتابی·که نماند روح صافی چو شد او به گل مرکب
  10. 10 صلوات بر تو آرم که فزوده باد قربت·که به قرب کل گردد همه جزوها مقرب
  11. 11 دو جهان ز نفخ صورت چو قیامتست پیشم·سوی جان مزلزلست و سوی جسمیان مرتب
  12. 12 به سخن مکوش کاین فر ز دلست نی ز گفتن·که هنر ز پای یابید و ز دم دید ثعلب

ganjoor: sh301 · public domain