沙姆斯集 抒情詩 3059 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۵۹

  1. ز صاف بحر نگویم اگر کفش بینی مثال زیبق بر هیچ کف نیارامی

G3059:6

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی·که عشق سلطنت است و کمال و خودکامی
  2. 2 پلنگ عشق چه ترسد ز رنگ و بوی جهان·نهنگ فقر چه ترسد ز دوزخ آشامی
  3. 3 چگونه باشد عاشق ز مستی آن می·که جام نیز ز تیزیش گم کند جامی
  4. 4 چه جای خاک که بر کوه جرعه‌ای برریخت·هزار عربده آورد و شورش و خامی
  5. 5 تو جام عشق چه دانی چو شیشه دل باشی·تو دام عشق چه دانی چو مرغ این دامی
  6. 6 ز صاف بحر نگویم اگر کفش بینی·مثال زیبق بر هیچ کف نیارامی
  7. 7 ملول و تیره شدی مر صفاش را چه گنه·نبات را چه جنایت چو سرکه آشامی
  8. 8 که خاک بر سر سرکا و مرد سرکه فروش·که شهد صاف ننوشد ز تیره ایامی
  9. 9 به من نگر که در این بزم کمترین عامم·ز بیخودی نشناسم ز خاص تا عامی

ganjoor: sh3059 · public domain