沙姆斯集 抒情詩 3082 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۸۲

  1. ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزد نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی

G3082:6

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 رهید جان دوم از خودی و از هستی·شده‌ست صید شهنشاه خویش در مستی
  2. 2 زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه·زهی بلند که جان گشت در چنین پستی
  3. 3 درست گشت مرا آنچ من ندانستم·چو در درستی ای مه مرا تو بشکستی
  4. 4 چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشاد·چو خون بجستم از تن زهی سبک دستی
  5. 5 طبیب فقر بجست و گرفت گوش دلم·که مژده ده که ز رنج وجود وارستی
  6. 6 ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزد·نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی
  7. 7 ز شمس تبریز این جنس‌ها بخر بفروش·ز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی

ganjoor: sh3082 · public domain