沙姆斯集 抒情詩 3096 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۰۹۶

  1. عجب که دوش کجا بوده است این دل من که بر رخ دل من هست تازه صفرایی

G3096:4

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 ز بامداد دلم می‌جهد به سودایی·ز بامداد پگه می‌زند یکی رایی
  2. 2 چگونه آه نگویم که آتشی بفروخت·که از پگه دل من گشت آتش افزایی
  3. 3 فسون ناله بخوانم بر اژدهای غمش·که آتشست دم او و ناله سقایی
  4. 4 عجب که دوش کجا بوده است این دل من·که بر رخ دل من هست تازه صفرایی
  5. 5 به سوی جسم چو خاکسترم میا گستاخ·که زیر اوست یکی آتشی و دریایی
  6. 6 به خوی آتش او من همی‌روم ای یار·به حیله‌ها و به تزویرها و هیهایی
  7. 7 ز دردمیدن عشقش دلم شکست آورد·که عشق را دم تندست و دل چو سرنایی
  8. 8 به جست و جوی وصالش دل مراست به عشق·چه آتشین طلبی و چه آهنین پایی
  9. 9 حدیث آتش گویم ز شمس تبریزی·که تا ز تابش نورش رسد به هر جایی

ganjoor: sh3096 · public domain