沙姆斯集 抒情詩 3112 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۱۱۲

  1. تو اگر حبیبی چه عجب حبیبی تو اگر عدویی چه عجب عدویی

G3112:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 تو خدای خویی تو صفات هویی·تو یکی نباشی تو هزارتویی
  2. 2 به یکی عنایت به یکی کفایت·ز غم و جنایت همه را بشویی
  3. 3 همه یاوه گشته همه قبله هشته·چه غمست کآخر همه را بجویی
  4. 4 همه چاره جویان ز تو پای کوبان·همه حمدگویان که خجسته رویی
  5. 5 تو مرا نگویی ز کدام باغی·تو مرا نگویی ز کدام کویی
  6. 6 همه شاه دوزی همه ماه سوزی·همه وای وایی همه‌های و هویی
  7. 7 تو اگر حبیبی چه عجب حبیبی·تو اگر عدویی چه عجب عدویی
  8. 8 ز حیات بشنو که حیات بخشی·ز نبات بشنو که نبات خویی
  9. 9 تو اگر ز مستی دل ما بخستی·دو سبو شکستی نه دو صد سبویی
  10. 10 تو سماع گوشی تو نشاط هوشی·نظر دو چشمی شکر گلویی
  11. 11 نه دلت گشادم که دگر نگویی·نه چو موت کردم که دگر نه مویی
  12. 12 کدوییست سرکه کدوییست باده·ترشی رها کن اگر آن کدویی
  13. 13 تو خموش آخر که رباب گشتی·که به تن چو چوبی که به دل چو مویی
  14. 14 تو چرا بکوشی جهت خموشی·که جهان نماند تو اگر نگویی

ganjoor: sh3112 · public domain